ابله

مکن به چشم حقارت نگاه در من مست .... که نیست معصیت و زهد بی مشیت او

،M 12 D ، شاهد و ناظر
ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸٧ 
میگن خدا همه جا شاهد و ناظره من امروز صبح بهش پی بردم!!! بعد از مدت زیادی امروز صبح با ویرژیل*میچتیدم. اواخر چتمون بود که گفت وب کم بده. کلی ارور میداد. من هم آخرین بار فرستادم و بیخیال شدم. وقت خداحافظی رسید وبو بستم. گفت چرا وبو بستی؟ من تازه فهمیدم که ای دل غافل!!!یعنی ایشون داشته منو میدیده و من بی خبر!!! خداییش تو تنهایی هم آخر کلاسم ولی هی دلشوره داشتم که نکنه سوتی داده باشم یا... آخه بدجور سرماخوردم و آب از سر و بینی روان. ولی گفت جز دستمال کاغذی که با دماغ معروف!!!در حال مالش!!!بودند چیز خاصی به چشم نیومد. وقتی ویرژیل جان میتونه منو زیر نظر داشته باشه خدا نمیتونه؟ ویرژیل: به نظر من یک فرشته است(البته فرشته خانوم نیست!!). با همه فرق داره و دوست داشتنیه و من هم این اسم را از کمدی الهی دانته براش انتخاب کردم.
کلمات کلیدی: چت ، ویرژیل ، دماغ ، فرشته