ابله

مکن به چشم حقارت نگاه در من مست .... که نیست معصیت و زهد بی مشیت او

، M 7 D ، .....!!!
ساعت ٢:٠۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٦ شهریور ۱۳۸٧ 
ای لعنتی!!! هروقت لازمت دارم در نمیای!!!تقصیر خودته. مجبورم با خودکار بزنم روت!!! به درک صفحه ات خش بر میداره. به قول دایی: این ماس ماسک ها به چه دردی میخوره؟ به هیچ دردی!!! فقط صفحه گوشیم را خط میندازه دلم خوشه گوشی خریدم ای بخوره تو سر فروشنده!!! بعد از یک سال و نیم گوشیم را که عوض کردم و خیر سرم دلم خوشه این یکی تلویزیون و هزارتا کوفت و زهرمار دیگه داره، ولی چه فایده؟ اینا به درد، دل خوش میخوره، نه دل بیچاره من. اینجا نمیشه درد و دل کرد. باید برم تو اون یکی وبلاگم. گاهی اوقات باید خیلی ها درد و دل هات را بخونند و دوسال باشه که دارند تو دنیای مجازی باهات سر و کله اه سبک باران خرامیدند و رفتند مرا بیچاره نامیدند و رفتند سواران لحظه ای تمکین نکردند ترحم بر من مسکین نکردند سواران از سر نعشم گذشتند فغان ها کردم و اما برنگشتند اسیر و زخمی و بی دست و پا من رفیقان این چه سودا بود با من؟ صدای آهنگران الان داره تو گوشم بیداد میکنه!!! گاهی اوقات، ولش کن هرچی دوست داری فکر کن
کلمات کلیدی: ماس ماسک ، دل خوش ، آهنگران ، ولش کن