|
ای لعنتی!!! هروقت لازمت دارم در نمیای!!!تقصیر خودته. مجبورم با خودکار بزنم روت!!! به درک صفحه ات خش بر میداره.
به قول دایی: این ماس ماسک ها به چه دردی میخوره؟
به هیچ دردی!!! فقط صفحه گوشیم را خط میندازه
دلم خوشه گوشی خریدم
ای بخوره تو سر فروشنده!!!
بعد از یک سال و نیم گوشیم را که عوض کردم و خیر سرم دلم خوشه این یکی تلویزیون و هزارتا کوفت و زهرمار دیگه داره، ولی چه فایده؟ اینا به درد، دل خوش میخوره، نه دل بیچاره من.
اینجا نمیشه درد و دل کرد.
باید برم تو اون یکی وبلاگم. گاهی اوقات باید خیلی ها درد و دل هات را بخونند و دوسال باشه که دارند تو دنیای مجازی باهات سر و کله
اه
سبک باران خرامیدند و رفتند
مرا بیچاره نامیدند و رفتند
سواران لحظه ای تمکین نکردند
ترحم بر من مسکین نکردند
سواران از سر نعشم گذشتند
فغان ها کردم و اما برنگشتند
اسیر و زخمی و بی دست و پا من
رفیقان این چه سودا بود با من؟
صدای آهنگران الان داره تو گوشم بیداد میکنه!!! گاهی اوقات، ولش کن
هرچی دوست داری فکر کن
|