ابله

مکن به چشم حقارت نگاه در من مست .... که نیست معصیت و زهد بی مشیت او

،M 11 D ، امپریالیسم!!!
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ شهریور ۱۳۸٧ 
ذهب، ذهبا، ذهبوا خدائیش ما نفهمدیم این عربی به چه درد ما میخوره!!!کسی فهمید به ما هم بگه. اون عکس اون گوشه منم با لپای خوردنی!!! الهی فدات بشم!!!چقدر ناز بودم. من تا امشب فکر میکردم اکثر همبازیهام دختر بودند(البته تو بچگی). ولی امشب نشستم یکی یکی شمردم!!! دخترا: فهمیه، مینا، ظهره، مطهره و یکی دوتای دیگه که یادم نمیاد. پسرا: امیر، بهنام، فرشاد، حسین، روح الله، مجید، حمید، محمد، مهدی، جواد، حبیب، محسن، سعید. البته توی فامیل دختر که صفر و پسر هم به زور دوتا!!!.البته اون بالایی ها که گفتم بچه های کوچمون بودند. از وقتی رفتم کلاس اول ابتدایی دوست دخترها!!! خود به خود حذف شدند و از پسرها هم با توجه به اینکه کمتر میرفتم به کوچه برای بازی فعلا با همشون سلام و علیک دارم، فقط همین!!! همه اینها را گفتم که بگم آره داداش، ما هم دوست دختر داشتیم هم دوست پسر!!! نگاه به حالا نکنید که کرک و پرمون ریخته ما قبلا برای خودمان کسی بودیم!!! از شوخی گذشته تا حالا توجه کردید که تو بچگی با جنس موافق بیشتر میپریدید(از جوی آب و ... نه ها) یا با جنس مخالف؟ من که جنس موافق شما چطور؟ پی نوشت: من هرچی فکر کردم هیچ رابطه ای بین تیتر این پست با متنش پیدا نکردم!!! شما زحمت الکی نکشید لطفا.
کلمات کلیدی: عربی ، دوست دختر ، امپریالیسم ، شوخی