|
یک چند روزی هست یک بنده خدایی شماره ما را با شماره فرشته نامی اشتباه گرفته. نه جواب مسیج هاش را میدم و نه وقتی زنگ میزنه گوشی را برمیدارم!!! راستش را بخواهید دارم لذت میبرم. آقا رضا این همه پیش مرگ من میشی لذت میبرم!!!
ولی رضا جون امروز حالم را گرفتی. نوشته بودی: فرشته اگه جواب مسیج هام را ندی و وقتی زنگ میزنم گوشی را برنداری، نه بهت زنگ میزنم و نه دیگه مسیج میدم. رضا جون تو را خدا، جون فرشته این کارو نکن. آخه مفیدترین سرگرمیم تویی!!!من اینو به کی بگم؟
امروز صبح از یکی از هم قطاران که کباده شعر را به گرده!!!میکشد، مسیجی مبذول داشتیم به شرح زیر:
مجتبی بیدار شده همچو الاغ در دهان نهاده نان مثل الاغ
فورت میکشد چای را،خاک بر سرش سحری کوفتت بشه ای حاج الاغ
جوابیه:
دوش ما را حال خوشی دست داد افکارمان شعر تکی را سر داد
به تو ریدم اجب* بر اون دهانت نزن ای بچه زر، گه در دهانت
توضیح: در زمینه شعر هیچ ادعایی ندارم، یعنی برای سرودن شعر سر سوزنی ذوق ندارم. هیچ وقت در مسیجم به کسی اینچنین توهین نکرده بودم، ولی دلیل توهین من فحشی بود که قبل از شعر نثار من کرده بود
*اجب: یک جای خر(افتاد؟)
http://i37.tinypic.com/jiid0o.jpg
عکس بالا از وبلاگ هومن شهبندی
|