به واقع نمیدونم حالم چطوره!
بفرمایید یک جرعه شراب! با طعم کاپوچینو!
به من چه کتابت را گم کردی؟ مگر به من داده بودی؟
فکر کن به چهار میخ کشیده شدی و بهت بگن آزادی! نه واقعا فک کن!
به خاطر خودت گفتم گم شو! گم نشدی مهریه اش را گذاشت اجرا! بهت گفتم!
شنیده ام جناب سگ پاچه تان را گرفته! همسر محترمتان گویی بیخ گلویت را گرفته!
هیچ دخلی به من ندارد که تو بعد از امضا آلزایمر گرفتی! خواستی خر نشوی و امضایش نکنی!
میدونستم اگه ویولن بزنی، همون ویولن را تو سرت خورد میکنند!نگفتم تا، تا بخندم!
فقدان خواهرش باعث شد، دیگر این طرف و آن طرف نخزد! بیچاره گربه!
بسیار خوشحالم که مدرکم را به مبلغ 7500تومن به یک ابله فروختم!
شاید یکم غلو کنم!واقعا زیباست! خیلی گربه ملوسی است!
خوردن شامپاین، ویسکی و بستنی ممنوع است!
پلیس او را گرفت برای یک مشت دلار!
راستی: قالب را با اینکه خیلی براش زحمت کشیده بودم ولی چون به دلم ننشست عوض کردم! جز معدود قالب هایی بود که طراحی کردم و تقریبا همون چیزی که می خواستم از آب دراومد، ولی عیب هایی داشت که حوصله برطرف کردنش را نداشتم! شاید در آینده نزدیک کاملش کردم
