ابله

مکن به چشم حقارت نگاه در من مست .... که نیست معصیت و زهد بی مشیت او

، M 18 D ، انتخاب واحد
ساعت ۱:٢٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٧ 
انتخاب واحد بدک نبود. دیر رفتم ولی اون چیزهایی که می خواستم گرفتم. زبانم خدا را شکر با خانم حاجی آبادی است. دوتا درس هم با مدیر گروهمون گرفتم که دو، سوم از کلاسش همیشه می افتند!!مدار هم با مهندس مرتضوی است که شخصا چاکرش هستم!!بقیه هم بگی نگی بدک نیست. به دلیل اینکه ممکن است بعضی ها دهن لقی کنند و آدرس وبلاگم لو بره!! از گفتن هرگونه فحش ترجیحا ناموسی به استاد و دانشجو و کادر و غیره و ذلک جدا معذوریم!!!شماره مورد نظر تغییر یافته!! در کام دل آنچه بود نفسم همه راند هرگز نفسی نامه شرم نه بخواند نفس بد من مرا بدین روز نشاند من ماندم و فضل تو دگر هیچ نماند(مولوی) پی نوشت: پسرخاله امروز عقد کرد.انشاالله خوشبخت بشن.گفته بودم طبق سن نفر بعدی منم؟چه عجله ای دارم؟ پی نوشت۲:ویرژیل امشب یک شعر برام گفته بود، با مسیج برام فرستاد. سه بیتش را اینجا میگذارم: سکوتت را نمی خواهم، سکوت تو غم آلوده همیشه حرف بین ما، نگاه بی صدا بوده سکوت تو پر از درده، پر از گریه پر از زاری پر از حسرت و تنهایی، پر از حرفای تکراری منم با تو ولی تنهام، پر از حسرت حرفاتم سکوتت را بزن برهم تا دنیا هست همراتم
کلمات کلیدی: عجله ، مرتضوی ، حاجی آبادی ، ناموسی